زبان و ادبیات عربی... هناک دائماً مَن هُو أتعَسُ مِنک، فأبتسم...
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
با سلام.. حلول ماه مبارک رمضان را به همه دوستان تبریک عرض میکنم.التماس دعا
روش چکیده نویسی مقالات پژوهشی: دکتر محمد حکیم آذر
در فرایند انتشار مقالات در مجلات پژوهشی یکی از مواردی که باعث جلب نظر داوران یا اعضای هیات تحریریه نشریه میشود وجود چکیدۀ منظم، منطقی و آراسته است. چکیدۀ مقاله در حکم ویترین مقاله است و وقتی در نگارش آن نظم و انسجام وجود نداشته باشد داوران از همان ابتدای مقاله ذهنیت خوبی نسبت به متن مورد بررسی پیدا نمیکنند. به همین دلیل آشنایی با اصول چکیده نویسی و توجه به دقایق آن امری ضروری است.
یک چکیدۀ خوب میتواند بر یک مقالۀ خوب دلالت کند اما غالباً یک چکیدۀ بد نمیتواند نمایندۀ یک مقالۀ خوب باشد. در چکیده تعداد کلمات مهم است. مجلات مختلف بر اساس چارچوبی که برای خود ترتیب داده اند تعداد کلمات چکیده را در بیانیه آغازین مجله یا در فراخوان مقالات خود مینویسند. معمولاً چکیده را بین دویست و پنجاه تا سیصد کلمه میدانند ولی این موضوع نمیتواند نفی کنندۀ حجم کمتر یا بیشتر در مجلات دیگر باشد. بهترین راه برای شمارش و سامان دهی به تعداد کلمات چکیده، بخش "واژه شمار" در نرم افزار "وُرد" است که غالباً در پایین صفحۀ در حال تایپ تعداد واژه های تایپ شده را نمایش میدهد.
. رشته و گرایش مجله به نحوۀ سازماندهی، تعریف چارچوب مجله و تعداد کلمات چکیده و کلیدواژه ها ارتباط تام دارد. در مقالات علوم انسانی و به طور خاص در مجلاتی که به زبان و ادبیات مربوط است رویکرد اصلی نویسندگان، توصیفی و کیفی است از همینرو گاه مجبور به بسط بیشتری در بخش چکیده میشوند اما در مجلات علوم پایه این موضوع با حجم کمتری مورد توجه قرار میگیرد.
چکیدۀ مقاله با خلاصۀ مقاله فرق دارد. هرچند اغلب این دو اصطلاح به اشتباه به جای هم به کار میروند اما از اصل، فرایند خلاصه نویسی با چکیده نویسی متفاوت است.در خلاصه نویسی هدف اصلی نویسنده فقط کاستن از حجم نوشته و بیان برجسته ترین نقاط متن است اما در چکیده نویسی باید به استخوان بندی و اصول تحقیقاتی مقاله پرداخت به نحوی که بتواند در فضای اینترنت و یا در فهرستهای مختلف مقالات، خوانندگان و جویندگان را به مقاله هدایت کرده و در سیصد کلمه آن ها را به دریافت و مطالعۀ مقاله تشویق کند.
در چکیده نویسی به بیان چهار رکن اصلی؛ انگیزه، بیان مسئله، رویکرد تحقیق و نتایج پژوهش توجه میکنند.
انگیزه:
در بحث از انگیزه باید نویسنده در خصوص این که چرا به سراغ این موضوع رفته صحبت کند. در این بخش نویسنده باید خواننده را درخصوص مهم بودن کار و ضرورت توجه به مسئلۀ تحقیق متقاعد کند به طوری که خواننده در جذابیت و اهمیت موضوع تحقیق تردیدی به خود راه ندهد. و به دنبال ایجاد حس علاقه مندی به موضوع تحقیق به دنبال نتایج آن نیز برود. این قسمت از چکیده در جلب نظر داوران نیز بسیار مهم است. همین جاست که میتوان خواننده را از تکراری نبودن، بی فایده نبودن و خسته کننده نبودن مقاله مطمئن کرد.
بیان مسئلۀ تحقیق
نویسنده در بیان مسئلۀ تحقیق باید شرح مناسبی از سئوال یا سئوالات تحقیق خود عرضه کند و در ایجاد فضای پرسشگری برای خواننده جدی باشد. نویسنده باید روشن کند که آیا مسئله یا مشکل مورد بررسی برای اولین بار است که مورد توجه قرار می گیرد یا این که ادامۀ تحقیقات دیگرانی است که هنوز رهیافت درستی به پاسخ نیافته اند.
رویکرد
نویسنده در بیان رویکرد به شرح روش یا روش های تحقیق خود میپردازد و اگر در این مسیر از شیوه های آماری، مطالعات میدانی یا مطالعات کتابخانهای واسنادی بهره گرفته باید ضمن بیان نوع و مدل آن ها به طور خیلی خلاصه شیوه های به کار رفته در تحقیق را برای خواننده روشن کند.
نتایج تحقیق
در بخش نهایی چکیدۀ مقاله نویسنده به بیان نتایج تحقیق توجه میکند و اگر در مقاله به نتیجه یا نتایج خاصی دست یافته به صورتی بسیار موجز به آن ها اشاره میکند. طبیعی است که شرح و بسط نتیجه یا نتایج تحقیق در متن مقاله خواهد بود و در چکیده باید به ذکر این نکته بسنده کرد که مقاله دارای نتیجه یا نتایجی قابل توجه بوده است یا نه.
کلید واژه ها.
تعداد کلیدواژه ها در یک مقالۀ خوب بین سه تا هفت کلمه است و کمتر یا بیشتر از این، معمولاً در ذات پژوهش های اصیل شکل نمیگیرد. در بخش کلید واژه ها مهم ترین و کلیدی ترین کلماتی که می تواند خواننده را با جستجو در پایگاههای داده ها به مقاله راهنمایی کند میآید. بدیهی است که کلمات کلیدی با کلمات پرکاربرد فرق دارند. گاه نویسندگان، کلمات پرکاربرد را با کلمات کلیدی اشتباه میگیرند و همین امر باعث ایراد از سوی داوران مقالات میشود. مثلاً در مقالهای که به "زن در شعر سهراب سپهری" میپردازد نمیتوان کلمۀ زن را کلیدواژه دانست. با جستجوی این کلمه در اینترنت میلیونها سایت و صفحه به روی خوانندگان باز میشود که مقالۀ مورد نظر در میان آن ها گم میشود. در این موارد باید کلماتی را در نظر داشت که بتوانند رهیافت به مقالۀ مورد نظر را آسان کنند کلماتی مانند. آنیما، زنسالاری، سهراب سپهری، شعر زنانه، زنانگی در شعر و امثالهم.
ترجمۀ چکیدۀ فارسی به انگلیسی امری خطیر و بسیار پر اهمیت است. از آنجا که چکیدۀ انگلیسی، مقاله را به دنیایی فراتر از مرزهای زبان فارسی رهنمون میشود باید در ترجمۀ آن، چنان حرفهای رفتار کرد که خواننده بیگانه برای دست یابی به مقاله رنج ترجمۀ کل آن را بر خود هموار کند. متأسفانه اغلب پژوهشگران به این نکته توجه چندانی ندارند و ترجمۀ چکیدۀ خود را یا با استفاده از دیکشنری و سایت های آنلاین ترجمه انجام میدهند یا این که به دست افراد ناآشنا و دارالترجمه های نامعتبر آن را به انگلیسی برمیگردانند.
اخلاق حرفه ای، اخلاق علمی یا اخلاق پژوهشی، نامش را هرچه بگذاریم یکی از ضروری ترین نیازها و الزامات حوزۀ پژوهش است. در مقاله نویسی دانشگاهی و پژوهشهای اصیل نکات زیادی وجود دارد که عدم رعایت آنها باعث بی اعتمادی به نویسنده و نوشتههای وی میشود. با پیشرفت فن آوری اطلاعات و دسترسی سریع به متون و مقالات، احتمال بیرون رفتن از جاده انصاف و اخلاق در هنگام نگارش زیاد است و دقیقاً به همین دلیل است که ضرورت رعایت جوانب مختلف اخلاق پژوهشی احساس میشود.
رو نویسی از مقالات دیگران، استفاده از نقل قولها و ارجاعات مقالات و کتابهای دیگران و انتساب آنها به خود، سرقت نظریه دیگران و خود را بی خبر نشان دادن، فرستادن یک مقاله به چند مجله و درگیر کردن کارکنان و داوران و امکانات همۀ آنها به خاطر بالا بردن احتمال پذیرش مقاله، بی توجهی به فضل تقدم و تقدم فضل محققان پیشین و ادعای پیشگام بودن در یک بحث علمی، فرستادن مقاله بدون اطلاع استاد راهنما و بعضاً بی خبر گذاشتن وی تا مدتها پس از چاپ مقاله، نوشتن مقاله برای دیگران و..... همه و همه از مصادیق روشن بی اخلاقی در حوزۀ پژوهش هستند.
در این میانه مقاله نویسی برای دیگران از کارهایی است که به تازگی شاهد آن هستیم. بارها اطلاعیهها و تبلیغات رنگارنگ در فضای جامعه و نیز در فضای رسانهها (چه حقیقی و چه مجازی) دیده ایم که دانشجویان _مخصوصاً دانشجویان کارشناسی ارشد و دکترا_ را به خرید پایان نامه، تحقیقات و مقالات ترغیب میکنند. یکی از دوستان میگفت: چندی پیش یک نفر که از قضا کسوت دانشگاهی هم دارد از بنده خواست که اگر کسی را میشناسم که حاضر به خرید پایان نامه یا مقالۀ پایان نامه هست به وی معرفی کنم. وقتی برخی افراد به خود اجازۀ فروش یا دلالی مقاله و رسالۀ تحصیلی میدهند کاری جز تأسف از دستمان بر نمیآید. تردیدی نیست که مقاله فروشها کسانی هستند که در شناخت جامعۀ آکادمیک و درک نیازها و سلائق اهالی این جامعه بسیار دقیق و پیگیر هستند. از طرف دیگر وقتی کالایی مشتری نداشته باشد بازارش به زودی بی رونق میشود ولی بازار فروش مقاله و رساله روز به روز داغ تر و تنورش فروزان تر میشود. این هم اسباب تأسفی دیگر است که برخی دانشجویان تعهد علمی، حقوق صنفی و اخلاق علمی را رعایت نمیکنند. مسئلۀ دیگری که گاه و بی گاه دیده میشود فرستادن یک مقاله برای چند نشریه است. این کار باعث میشود تا مجلات مختلف درگیر کار بررسی، داوری و احیاناً چاپ یک مقاله شوند و از آنجا که شبکۀ اطلاع رسانی واحدی در کشور ما وجود ندارد که به کمک آن بتوان از موازی کاری در حوزۀ پژوهش و مقاله نویسی جلوگیری کرد، بعضاً یک مقاله در دو یا چند نشریه چاپ میشود و عملاً فرصتهای چاپ از دیگران گرفته میشود. هرچند برخی از این پژوهشگران وقتی از پذیرش مقالۀ خود در یکی از نشریات مطمئن شدند با یک ایمیل کوتاه یا یک پیامک ساده از مجلۀ دیگر میخواهند که از چاپ مقاله خودداری ورزد ولی این افراد نمیدانند که با این کار تا چه حد باعث بی نظمی و آشفتگی در مجله ثانی شده، اخلاق پژوهش را زیر پا گذاشتهاند. این درست است که روند انتشار مجلات پژوهش و دانشگاهی بسیار کند و فرصت سوز است ولی این موضوع دلیل نمیشود که یک کالا را به چند نفر عرضه کنند و آنگاه حق مالکیت آن را هم به همۀ آنها بسپارند. دکتر محمد حکیم آذر
در انتظار ديدنت همه دلها بيقرارند. اي تک ستاره بهشت، حسرت به دلمان نگذار.
با سلام. جهت بررسی سوالات درس تاریخ ادبیات دوره عباسی توسط دانشجویان محترم،آنها را در وبلاگ می گذارم.حتماً با کتابی که در دست دارند، مطابقت دهند تا انشالله خطاهای این آزمون تکرار نشود.
1- أکتبوا ما تعرفوا حول لامیه العجم و مدارها. 2- ما هی میزاتُ شعر ابن الفارض؟ 3- ماذا فعل أبوالعلاء المعرّی بالشعر و ما هی آراءُهُ فی الحیاه؟ 4- إشرحوا سیره أبی تمام الطایی و ثقافته و میزات شعره؟ 5- لماذا یُقال عن البحتری: إنّه أرادَ أن یشعُرَ فَغنّی؟ 6- أکتبوا عن أثر الثقافات الیونانیّه، الفارسیّه و العربیّه فی شعر أبن الرّومی. 7- بِأسلوب أیٍّ من الشعراء تأثّر إبنُ المُعتز و فی أیّ مجالٍ ظَهر هذا التأثیرُ؟ 8- إشرحوا میزات مدرسه الشّام فی الشّعر؟ 9- کیف تَجَلّت خصائص المتنبّی الشخصیّه فی شعره؟ 10- عن أیّ شاعرٍ تتحدّثُ الجملُ التالیه؟
الف- تلمّحَ فی بعضِ قصائدهِ ومیضُ النهضه الفکریّه لِتأثره بِآراء المُتکلّمین:
ب- أرشدَ الشعراءَ المتقدّمینَ إلی طریق الأدب و التّصرف فی فنونه:
با سلام. نمرات نهایی درس تاریخ ادبیات دوره عباسی به شرح ذیل است.با کمال تأسف باید عرض کنم که این نمرات به هیچ عنوان گویای تلاشی که در طول ترم در این درس به عمل آمده نیست و تحت هیچ شرایطی از دانشجویان ارشد رشته زبان و ادبیات عربی قابل قبول نمی باشد. منبعی که در دست داشتیم منبع درجه اول برای این درس بود و به رغم شرایط خاص ترمی که گذشت، در این درس تمام مطالب در کلاس خوانده و توضیح داده شد. با این حال امیدوارم این نمرات، زنگ خطر را برای دانشجویانی به صدا درآورد که ما برای آزمون دکتری در حال آماده سازی آنها هستیم.
با سلام. نمرات نهایی درس متون نظم و نثر دوره عباسی به شرح ذیل است:
با سلام و ادب... میلاد فرخنده حضرت امیرالمومنین علی بن ابیطالب(ع) و روز پدر را به همه بزرگواران صمیمانه تبریک میگویم.انشالله به خوشی و شادکامی باشید. با سلام... به اطلاع دانشجویان محترم می رساند نمره درس قرائت عربی (4) تاریخ ادبیات عرب، اعلام شده است.
با سلام و تبريك حلول ماه مبارك رجب.. 1- امتحان نحو كارشناسي زبان و ادبيات فارسي،روز سه شنبه 24 ارديبهشت ساعت هشت و نيم صبح برگزار مي گردد. 2- تمام كلاسهاي كارشناسي ارشد زبان و ادبيات عربي روز چهارشنبه در ساعت خود برگزار مي گردد ضمنا كلاسهاي جبراني جلسات برگزار نشده اول اسفند، روز پنج شنبه 26 ارديبهشت برگزار مي شود. 3- حضور دانشجويان كارشناسي ارشد عربي در روزهاي فوق الذكر اجباري است ضمناً تمامي محدوده هاي معين شده قبلي براي امتحانات پايان ترم لغو مي باشد و آزمون نهايي بدين شكل خواهد بود: تمامي صرف و نحو ( كتاب قواعد كاربردي زبان عربي)،كل متون نظم دوره عباسي از كتاب جناب طبيبيان و كل تاريخ ادبيات دوره عباسي. انشالله موفق باشيد. 1) الأدب العربی فی إیران 2) ترجمة و تحقیق الكتب العربیة التی كتبها العلماء الإیرانیون مثل كتب إبن سینا و البیرونی و ... 3) ما هو سرّ بقاء اللغة الفارسیة؟ ( اندماجها بالقرآن و اللغة العربیة) 4) تأثیر حافظ الشیرازی على نجیب محفوظ حیث هناك حوالی 40 بیتا لحافظ الشیرازی فی روایة الحرافیش لنجیب محفوظ. 5) هل هناك علاقة بین غزلیات حافظ الشیرازی و غزلیات الشریف الرضی؟
7) ما هی مظاهر الحركة النقدیة فی الأدب الجاهلی؟ 8) أین كان منشأ الموشحات ؟ العراق أو الأندلس؟ 9) مجالس حدیث الأزهار فی الأندلس 10) هل هناك مكانة للأدب الملتزم الشیعی فی الأندلس؟ 11) الحضور الإیرانی فی الأدب الأندلسی 12) شعر الاستصراخ و رسائل الاستصراخ فی الأندلس 13) موقف الأدباء العرب و الأدب العربی من الحوادث الأخیرة 14) المقاومة اللبنانیة فی الأدب العربی المعاصر 15) انتصارات حزب الله فی الأدب العربی المعاصر ( نظرة نقدیة و تحلیلیة) 16) غزة فی الأدب العربی المعاصر ( نقد و تحلیل) 17) عناصر الفخر فی شعر الشریف الرضی و المتنبی 18) العزة فی أشعار الشعراء و الأدباء 19) العزة فی نهج البلاغة 20) العزة فی الصحیفة السجادیة 21) العزة لدى أهل البیت علیهم السلام 22) أثر الأدب العربی فی شعر منوتشهری الدامغانی 23) هل كانت اللغة العربیة منافسة على حساب الغة الفارسیة أم أنهما لغتان تثریان بعضهما بعضا؟ 24) المكتبات فی إیران 25) الأدب العربی المعاصر بین الأصالة و المعاصرة 26) تأثیر كتابی الجرجانی على النقد العربی 27) النهضة الحدیثة فی العالم الإسلامی و منشأها 28) الوحدة الإسلامیة و دور الأدباء فی ترسیخها 29) ما هو تأثیر السید جمال الدین الأسدآبادی فی الأدب العربی المعاصر؟ 30) ما هی عناصر الإحیاء لدى السید جمال الدین الأسد آبادی؟ 31) تأثیر البیئة فی نقل التجربة الشعوریة ( تأثیر البیئة على الأدب) 32) دور الطبیعة و الجمال فی الأشعار الغزلیة 33) وصف الأزهارفی الأدبین العربی و الفارسی 34) الإیرانیون الذین درّسوا فی مكة ( الزمخشری و ...) 35) مقارنة بین قصص حی بن یقظان الثلاث 36) ترجمة رحلة ابن جبیر ( رحلة أدبیة فی القرن الثالث الهجری) 37) عدم اهتمام الأدباء البلاغیون بكتاب أسرار البلاغة (لماذا؟) 38) الصورة الشعریة لدى كل شاعر ( من الجاهلی حتى المعاصر) 39) عدم اهتمام الناس بمراعاة ضوابط الكتابة فی العربیة مثل الهمزة و نقطتین تحت الیاء و ...) و تأثیرها على إفساد العربیة 40) دراسة فی الأشعار المترجمة لإقبال اللاهوری أو لأی شاعر ترجم أشعاره إلى العربیة 41) الحب فی الآداب المختلفة 42) وصف الربیع فی الأدبین الفارسی و العربی 43) الكمیت و السید الحمیری و الصورة الشعریة لدیهم 44) الحكومة الإسلامیة من وجهة نظر الكمیت 45) دور الإیرانیین فی إغناء العربیة 46) الوحدة الإسلامیة من وجهة نظر الإمام علی علیه السلام 47) القصة الشعریة فی العصور المختلفة 48) شعر الفقهاء 49) التوجیه الأدبی (دور الأدب فی الحیاة) 50) غازی القصیبی و شعره ( أدیب سعودی ) 51) شعر الخوارج فی العراق 52) ما هی المسائل التی كان الشعراء یعتذرون منها؟ 53) دور زكی مبارك فی الأدب العربی و آراؤه فی الصورة الشعریة فی القرآن نموذجا 54) عوامل تقدّم الأدب فی العصر الجاهلی
با سلام. طبق مصوبه گروه زبان و ادبیات عربی، دانشجویان محترم تا تاریخ 16 اردیبهشت 92 فرصت دارند 3 موضوع پبشنهادی خود برای پایان نامه را به ترتیب اولویت و با مختصر توضیحی در باب هر یک از موضوعات،ارائه نمایند.
![]() 1. وبومتریکس چیست!؟رتبهبندی وبومتریکس در سال 2004 توسط آزمایشگاه سایبرمتریک (CINDOC) واحدی از انجمن ملی تحقیقات اسپانیا (CSIC) به منظور رتبه بندی دانشگاهها و موسسات آموزشی دنیا ارائه شد. رتبهبندی وبومتریکس متشکل از یک پایگاه داده شامل بیش از بیست هزار دانشگاه و مرکز تحقیقاتی است. این رتبهبندی بر اساس شاخصی مرکب از 4 پارامتر تهیه شده است که شاخص های آن به مرور زمان اصلاح و به روز می گردد. وبومتریکس هر ساله در بهمنماه و مردادماه بروز میشود و یک مقیاس وبی برای دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی فراهم میآورد. این رتبهبندی میزان فعالیت علمی وب سایتهای آموزشی را بصورت دورهای نشان میدهد. درحقیقت هدف از این رتبه بندی نشان دادن میزان توجه موسسات به نشر الکترونیکی است و موسسات و دانشگاههایی دارای رتبه بهتری هستند که اهمیت بیشتری به این مساله می دهند.
2. شاخصهای وبومتریکسدر حال حاضر چهار فاکتور اصلی به عنوان شاخص های ارزیابی وبومتریکس وجود دارد. در جدول ذیل عنوان هر فاکتور و درصد اهمیت آن براساس آخرین نسخه (ژانویه2012) ارائه شده است.
3. نقاط ضعف رتبه بندی وبومتریکسبطور کلی می توان نقطه ضعف اصلی وبومتریکس را در این دانست که همه فاکتورها از موتورهای جستجو استخراج می شوند و اعداد بدست آمده از این موتورها به شدت متغیر و غیرقابل استناد هستند. مساله دیگر نیز ناقص و ناکافی بودن فاکتورهاست. بطور کلی چهار فاکتور موجود به هیچ وجه همه شرایط یک وب ایده آل دانشگاهی را شامل نمی شوند. مساله دیگر نیز ناشناخته بودن موسسه متولی این امر و احتمالا عدم وجود منابع انسانی کافی برای انجام فرآیند رتبه بندی است. این امر بخوبی از نتایج کار و وضعیت سایت رتبه بندی مشهود است. متغیر بودن فرمول، منابع و وزن فاکتورها نیز از جمله نقاط ضعف به شمار می رود، تغییرات پی در پی و اساسی در موارد ذکر شده باعث عدم ثبات در نتایج و بلاتکلیفی موسسات می شود. هر چند بنظر می رسد نتایج بدست آمده در نهایت بصورت دستی و با استفاده از وضعیت موسسات در رتبه بندی های سالهای گذشته نرمال می شود! 4. هدف از تحقیق حاضردر این تحقیق تلاش شده است تا در نگاهی اجمالی وضعیت دانشگاههای کشور نسبت به کشورهای منطقه و وضعیت جهانی و در نهایت در مقایسه با یکدیگر ارزیابی شده و در خاتمه نیز راهکارهایی جهت بهبود وضعیت وب سایت دانشگاهها ارائه شود. لازم به ذکر است که با توجه به اینکه وب سایت رتبه بندی وبومتریکس تنها نتایج آخرین رتبه بندی را در سایت خود نشان می دهد و نتایج دوره های گذشته تنها برای 500 دانشگاه اول دنیا در این سایت موجود است، برای بدست آوردن نتایج سالهای گذشته و مقایسه با آخرین ویرایش رتبه بندی از آرشیو نگارنده در این خصوص استفاده شده است. 5. وضعیت قاره های مختلفدر جدول ذیل تعداد دانشگاههای شناخته شده در رتبه بندی وبومتریکس در 11 کشور منتخب ارائه شده است. این اعداد مربوط به سالهای 2008 تا 2012 هستند و در انتخاب کشورها تلاش شده است تا کشورهای منطقه، قاره آسیا و کشورهای توسعه یافته بطور همزمان مدنظر قرار گرفته شوند. همانطوری که در جدول مشخص است ایران بعد از کشورهای آمریکا، هند، چین و فرانسه، در جایگاه مناسبی از نظر تعداد دانشگاههای منتخب است که این جایگاه در طول سالهای گذشته بهبود چشم گیری داشته است. ![]() 6. وضعیت کشورهای منتخبدر جدول ذیل تعداد دانشگاههایی که از هر قاره در خلال سالهای 2009 تا 2012 در این رتبه بندی وبومتریک شناسایی شده اند، نمایش داده شده است. ![]() (در جدول، اطلاعات خانه هایی که با – مشخص شده اند موجود نبوده است)
7. دانشگاههای ایرانی در وبومتریک20 دانشگاه برتر ایرانی براساس رتبه بندی وبومتریکس درجدول ذیل نشان داده شده اند. ![]() 8. وضعیت دانشگاه تهران در مقایسه با سایر دانشگاه های دنیادر رتبه بندی اخیر دانشگاه تهراندر رتبه 528 جهانی قرار گرفته است و در میان دانشگاههای آسیایی نیز در رتبه 80 قرار دارد و این در حالی است که در سالهای گذشته هیچ دانشگاه ایرانی در میان یکصد دانشگاه برتر آسیایی وجود نداشته است. در دو جدول ذیل رتبه دانشگاه تهران در مقایسه با سالهای گذشته نمایش داده شده است. ![]() ![]() 9. دانشگاههای ایرانی که نسبت به سال گذشته پیشرفت بالایی داشته انددر میان 20 دانشگاه برتر کشور، دانشگاههای ارومیه، کاشان و تبریز بیشترین پیشرفت را نسبت به سال گذشته تجربه کرده اند. از بین دانشگاه های علوم پزشکی نیز دانشگاه علوم پزشکی تهران با بهبود مناسب رتبه خود و رساندن خود در جمع 1000 دانشگاه برتر دنیا، پیشرفت داشته است. در بین واحدهای دانشگاه آزاد نیز، واحد علوم و تحقیقات با بهبود رتبه خود از 4205 در ژانویه 2011 به 2080 در ژانویه 2012، پیشرفت قابل ملاحظه ای داشته است. ![]() 10. 10دانشگاه اول علوم پزشکی/ واحدهای دانشگاه آزاد/ دانشگاههای دولتینام 10 دانشگاه نخست علوم پزشکی کشور به همراه رتبه جهانی آنها در جدول ذیل آمده است: ![]() ![]() ![]() 11. راهکارهای بهبود جایگاه دانشگاهها براساس وبومتریکبطور کلی راهکارهای اساسی برای بهبود رتبه وب سایتهای دانشگاه براساس وبومتریکس را می توان بدین شرح برشمرد: • یکسان نمودن نام دامنه (Domain) سایت اصلی دانشگاه و همه وب سایتهای زیر مجموعه و متعلق به دانشگاه. استفاده از دامنه های متعدد باعث توزیع امتیاز بین چند دامنه شده و در نهایت بالاترین امتیاز برای دانشگاه در نظر گرفته خواهد شد که این امر بسیار نامطلوب خواهد بود. به عنوان مثال دانشگاه صنعتی شریف سالهاست که با این مشکل دست به گریبان است. دانشگاهها می توانند برای سایتهای زیر مجموعه خود از زیر دامنه (Subdomain) استفاده کنند و در این صورت امتیاز همه subdomain ها با هم جمع خواهد شد. این روش در میان دانشگاههای ای برتر دنیا بسیار متداول است. • رعایت استانداردهای SEO یا بهینه سازی برای موتورهای جستجو در پیاده سازی فنی و محتوایی سایتهای دانشگاهی نیز موضوع بسیار مهمی است که بر روی هر 4 فاکتور رتبه بندی موثر خواهد بود. چگونگی رعایت استاندادردهای SEO و راهکارها در این خصوص نیازمند سلسله مقالات جداگانه است. • افزایش انتشار محتوای موجود در وب سایتها و ارائه محتوای به روز نیز از جمله فاکتورهای بسیار مهم است. • وجود نسخه انگلیسی از وب سایت با حداقل اطلاعات کلی از معرفی دانشگاه نیز از جمله مواردی است که تاثیر مطلوبی خواهد داشت. 12. جمع بندی•در مجموع می توان موارد ذیل را به عنوان جمع بندی نتایج حاصل از رتبه بندی سال جاری (2012) وبومتریک و مقایسه آن با سالهای گذشته عنوان نمود: • در مجموع وضعیت دانشگاهها و موسسات آموزش عالی کشور در چند سال اخیر بهبود قابل ملاحظه ای براساس رتبه بندی وبومتریکس داشته است. • اغلب دانشگاههای کشور در فاکتور Scholar پیشرفت بسیار مناسبی داشته اند که این امر بیشتر به دلیل افزایش تعداد مقالات علمی دانشگاهها و همچنین بهبود روش محاسبه این فاکتور در وبومتریکس بوده که باعث احقاق حق دانشگاههای ایرانی نسبت به سالهای گذشته شده است. • اغلب دانشگاهها در دو فاکتور Rich files , Size جایگاه چندان مناسبی ندارند که راهکار اصلی بهبود این دو فاکتور، قوی کردن وب سایتهای دانشگاه از دو جنبه محتوایی و فنی و اعمال اسنانداردهای SEO است. • واحدهای دانشگاه آزاد بهبود چشم گیری در رتبه بندی اخیر داشته اند، بگونه ای که در آخرین نسخه رتبه بندی، 195 واحد دانشگاه آزاد در جمع دانشگاههای برتر شناخته شده ایرانی دیده می شوند، در حالیکه در ژانویه سال 2011 این عدد کمتر از 15 واحد دانشگاهی بوده است.
باز کن پنجره را که بهاران آمد که شکفته گل سرخ به گلستان آمد سال نو مبارک باز هفت سین سرور ماهی و تنگ بلور سکه و سبزه و آب نرگس و جام شراب باز هم شادی عید آرزوهای سپید باز لیلای بهار باز مجنونی بید باز هم رنگین کمان باز باران بهار باز گل مست غرور باز بلبل نغمه خوان باز رقص دود عود باز اسفند و گلاب باز آن سودای ناب کور باد چشم حسود باز تکرار دعا یا مقلب القلوب یا مدبر النهار حال ما گردان تو خوب راه ما گردان تو راست باز نوروز سعید باز هم سال جدید باز هم لاله عشق خنده و بیم و امید
با خوبی ها و بدی ها، هرآنچه که بود؛ برگی دیگر از دفتر روزگار ورق خورد برگ دیگری از درخت زمان بر زمین افتاد، سالی دیگر گذشت روزهایتان بهاری و بهارتان جاودانه باد . . .
سلام.یکی از دوستان این مطلب را فرستاده به نظرم جالب آمد:
همه ما خودمان را چنين متقاعد مي كنيم كه زندگي بهتري خواهيم داشت اگر:
- شغلمان را تغيير دهيم
- مهاجرت كنيم
- با افراد تازه اي آشنا شويم
- ازدواج كنيم
فكر ميكنيم، زندگي بهتر خواهد شد اگر:
- ترفيع بگيريم
- اقامت بگيريم
- با افراد بيشتري آشنا شويم
- بچه دار شويم
و خسته مي شويم وقتي:
- مي بينيم رييسمان نمي فهمد
- زبان مشترك نداريم
- همديگر را نمي فهميم
- ميبينيم كودكانمان به توجه مداوم نيازمندند
بهتر است صبر كنيم ...
با خود مي گوييم زندگي وقتي بهتر خواهد شد كه :
- رييسمان تغيير كند، شغلمان را تغيير دهيم
- به جاي ديگري سفر كنيم
- به دنبال دوستان تازه اي بگرديم
- همسرمان رفتارش را عوض كند
- يك ماشين شيك تر داشته باشيم
- بچه هايمان ازدواج كنند
- به مرخصي برويم
- و در نهايت بازنشسته شويم....
حقيقت اين است كه براي خوشبختي، هيچ زماني بهتر از همين الآن وجود ندارد.
اگر الآن نه، پس كي؟
زندگي همواره پر از چالش است.
بهتر اين است كه اين واقعيت را بپذيريم و تصميم بگيريم كه با وجود همه اين مسائل، شاد و خوشبخت زندگي كنيم.
به خيالمان مي رسد كه زندگي، همان زندگي دلخواه، موقعي شروع مي شود كه موانعي كه سر راهمان هستند، كنار بروند:
- مشكلي كه هم اكنون با آن دست و پنجه نرم مي كنيم
- كاري كه بايد تمام كنيم
- زماني كه بايد براي كاري صرف كنيم
- بدهيهايي كه بايد پرداخت كنيم
- و ... بعد از آن زندگي ما، زيبا و لذت بخش خواهد بود!
براي آغاز يك زندگي شاد و سعادتمند لازم نيست كه در انتظار بنشينيم:
- در انتظار فارغ التحصيلي
- بازگشت به دانشگاه
- كاهش وزن
- افزايش وزن
- شروع به كار
- مهاجرت
- دوستان تازه
- ازدواج
- شروع تعطيلات
- صبح جمعه
- در انتظار دريافت وام جديد
- خريد يك ماشين نو
- باز پرداخت قسط ها
- بهار و تابستان و پاييز و زمستان
- اول برج
- پخش فيلم مورد نظرمان از تلويزيون
- مردن
- تولد مجدد
- و...
خوشبختي يك سفر است، نه يك مقصد.
هيچ زماني بهتر از همين لحظه براي شاد بودن وجود ندارد.
زندگي كنيد و از حال لذت ببريد.
اكنون فكر كنيد و سعي كنيد به سؤالات زير پاسخ دهيد:
1- پنج نفر از ثروتمندترين مردم جهان را نام ببريد..
2- برندههاي پنج جام جهاني آخر را نام ببريد.
3- آخرين ده نفري كه جايزه نوبل را بردند چه كساني هستند؟
4- آخرين ده بازيگر برتر اسكار را نام ببريد.
نميتوانيد پاسخ دهيد؟ نسبتاً مشكل است، اينطور نيست؟
نگران نباشيد، هيچ كس اين اسامي را به خاطر نمي آورد.
روزهاي تشويق به پايان مي رسد! نشان هاي افتخار خاك مي گيرند! برندگان به زودي فراموش ميشوند!
اكنون به اين سؤالها پاسخ دهيد:
حالا ساده تر شد، اينطور نيست؟
ماهنامه جهانگردان در شماره نوروزی خود فهرست صد جاذبه خاص را که می توانند برتابنده جذابیت عام تاریخی، فرهنگی و طبیعی ایران باشند منتشر کرد. این فهرست شامل طیف متنوعی از جاذبه های ایران است که از نواحی خاص همچون کویر حاج علیقلی و خلیج گواتر تا پدیده هایی همچون آواز دشتی و مراسم حکومت زنان در یکی از روستاهای فریدن را در بر می گیرد. انتخاب صد جاذبه ممتاز در میان کشورهای توریستی جهان بسیار معمول بوده و نقش مهمی در برند شدن مقاصد گردشگری دارد. مجله جهانگردان همچنین در کنار این فهرست با درج یک فهرست خالی، از خوانندگان خود و ایرانگردان مجرب درخواست کرده است با ارسال فهرست پیشنهادی خود، به تکمیل فهرست صد جاذبه ممتاز ایران کمک کنند: 1. آستان حضرت رضا(ع) 2. آستانة حضرت عبدالعظیم(ع) 3. آستان حضرت معصومه(س) 4. امامزاده بیبی حکیمه(س) 5. مجموعة بازار تبریز 6. روستای کندوان 7. دریاچة ارومیه 8. غار سهولان 9. غار کرفتو 10. منطقة حفاظت شده مراکان 11. قره کلیسا 12. دریاچة نئور 13. عشایر شاهسون 14. بیابان خور و بیابانک 15. مرنجاب 16. شهر کاشان 17. روستای ابیانه 18. مجموعة میدان نقشجهان 19. مسجد جامع اردستان 20. ارگ بم 21. نارین قلعه نائین 22. جشن حکومت زنان در افوس 23. عشایر لک ایلام 24. درة لار 25. بازار روز بوشهر 26. دشتستان و تنگستان 27. مجموعه مناطق حفاظت شدة جاجرود 28. مجموعه کاخهای نیاوران 29. مجموعه کاخهای سعدآباد 30. قلعة بابک 31. کاروانسرای قصر بهرام 32. میدان آزادی تهران 33. موزة هنرهای معاصر 34. موزة فرش ایران 35. موزة ایران باستان 36. بازار تهران 37. چهل قلة دنا 38. تنگ صیاد 39. کوچ ایل بختیاری 40. خونیک و ماخونیک 41. پارک ملی تندوره 42. قشقاییها در بهار فارس 43. آبشار شوی 44. دریاچة سد دز 45. بافت قدیمی دزفول 46. کاخهای آپادانا و ماندانا 47. زیگورات چغازنبیل 48. اندیکا 49. غار کتله جور 50. گنبد سلطانیه 51. بسطام و خرقان، شاهرود 52. جنگل ابر 53. خلیج گواتر 54. شهر سوختة زابل 55. منطقه حفاظت شدة بهشت گمشده 56. آبشار مارگون 57. تخت جمشید 58. پاسارگاد 59. حافظیه و سعدیه 60. منطقة حفاظت شدة ارسباران 61. الموت 62. منطقة اورامانات 63. قرآن تاریخی روستای نگل 64. شهر خیالی لوت 65. لوت زنگیاحمد 66. جاده «دهسیف» به طبس 67. بافت تاریخی کرمان 68. مجموعة بیستون 69. باداب سورت 70. پارک ملی گلستان 71. دیلمان 72. میل گنبد 73. ترکمن صحرا 74. جنت رودبار 75. قلعه رودخان 76. ماسولة نو و کهنه 77. جزیره قشم 78. قلعة فلکالافلاک 79. جنگلهای دوهزار و سه هزار تنکابن 80. جواهرده 81. ریگ جن 82. غار علیصدر 83. شهر همدان 84. شیرکوه یزد 85. چک چکو 86. بافت تاریخی یزد 87. کویر عقدا 88. شیمبار 89. عشایر کرد خراسان شمالی 90. جزیرة هندورابی 91. هفتاد قلة اراک 92. چمستان مازندران 93. جزیرة ابوموسی 94. نوژیان لرستان 95. غار کلماکره 96. روستای اورامانات تخت 97. آواز دشتی 98. بندر کنگ 99. کویر حاجعلیقلی 100.کلیسای سنت استپانوس
با سلام و احترام. به اطلاع دانشجويان محترم مي رسانم تمام كلاسهاي درس اين هفته اينجانب در دانشگاه آزاد، اصول دين و نصير طبق برنامه برگزار مي شود. سلام بر دوستان و خوانندگان محترم. لازم مي دانم در ابتدا از لطف و بزرگواري شما كه به وبلاگ من سر ميزنيد و نظرات خودتان را مرقوم ميفرماييد، صميمانه تشكر كنم.بيشتر اوقات بحمدلله محدوده موضوعي نظرات دوستان يا اظهار لطف است و يا گاهاً سوالات و مباحث علمي كه اينجانب تمام تلاش خود را نموده ام كه به نحوي پاسخ مناسب را بدهم..اما بعضاً و با كمال تأسف ملاحظه ميشود كه برخي نظرات جنبه شخصي پيدا مي كند و توهين به افراد ديگري مي شود يا مثلاً نظرات به گونه اي است كه قابليت انتشار ندارند.خواهشم از دوستان اين است كه وبلاگ حاضر را به محلي براي تبادل نظر علمي تبديل نمايند و از هر گونه نظراتي كه خداي ناكرده ناملايماتي در پي دارد پرهيز كنند..باز هم از لطف شما سپاسگزارم.
إن الكتابة عن جبل شامخ ونخلة باسقة كالرائدة ، شاعرة العراق والعرب الاولى ، الشاعرة والناقدة نازك الملائكة ، لها هیبتها ورهبتها ... فان تراثها الادبی وحیاتها من الثراء بحیث لا تكفیه كل المقالات التی صدرت والتی ستصدر . ولا ازعم اننی سآتی بجدید وغریب عما كتبه المختصون والمحبون ، لكننی سأكتب عنها كأمراة ومبدعة فی آن واحد و مما افخر واعتز به حقا اننی التقبت شخصیا عملاقی الشعر العربی الحدیث : الفقیدة نازك الملائكة ، والفقید الجواهری الكبیر فی ازمان وظروف مختلفة .لم اتحدث معها فی شؤون الادب والثقافة ، فقد كان لقاءا قصیرا كنت فیه مشدودة الاعصاب والفكر ، واعیش مشاعر من نوع خاص .. أحقا انا امام قامة من قامات الادب العربی ..؟ لقد رأیت بام عینی بساطتها اللامحدودة ومیلها للعزلة ... وهذا اهم ما اتذكره من لقائی القصیر معها صیف 1981 ان شاعرتنا ، السیدة نازك الملائكة ، ظلت ومنذ صدور قصیدتها " الكولیرا " عام 1947رمزا لمیلاد الشعر الحر وعلما بارزا من اعلام تحرر المرأة على طول الوطن العربی ، وستبقى حتى بعد وفاتها مرادفا لحركة شعریة تجدیدیة قادت التمرد على القصیدة العمودیة واسست لتجربة لم ینته تفاعلها بعد . غیر ان الجدل حول ریادتها للشعر الحر ما زال قائما ، ومن وجهة نظری مرجع ذلك الى كونها امرأة ، لان المرأة فی بلداننا ومجتمعاتنا لا یحق لها ان تكون البادئة والرائدة لیسیر خلفها الرجال .. ولو كان الشاعر المبدع بدر شاكر السیاب هو الذی ادعى الریادة اولا فلم تكن الدنیا لتقوم ولا الجدل لیحتدم لان هذا یعتبر من المسلمات ... ومهما یكن من امر فاننی وبامكانیاتی المتواضعة اقول : ان من یقرأ مؤلف الملائكة " قضایا الشعر المعاصر " بتمعن سیتأكد من صحة ما ذهبت الیه ای من ریادتها الحقة ، لیس لانها اكدت ذلك حینما كتبت :" كانت بدایة حركة الشعر الحر سنة 1947 ، فی العراق . ومن العراق ، بل من بغداد نفسها ، زحفت هذه الحركة وامتدت حتى غمرت الوطن العربی كله ..." . اقول لیس بسبب هذا وانما لان طریقتها فی البحث فی جذور واسباب ظهور هذا النوع من الشعر ، ظروفها ، اسبابها الاجتماعیة والنفسیة , مزایا هذا الشعر ..الخ لدلیل قاطع على كونها هی الرائدة ، وهی التی شقت الطریق امام اجیال اخرى من الشعراء العراقیین وفی العالم العربی ، كالبیاتی والحیدری وصلاح عبد الصبور و محمود درویش وغیرهم . وقار هاشم «ادونیس جایگاه بسیار ارزشمندی در ادبیات امروز جهان دارد و آثارش به زبانهای روسی، انگلیسی، فرانسوی، اسپانیائی، ایتالیائی و چند زبان دیگر ترجمه شده. او در سال ۱۹۳۰ در سوریه متولد شد و پس از اخذ مدرک لیسانس فلسفه از دانشگاه دمشق، سال ۱۹۵۶ به لبنان رفت و تابعیت آنجا را پذیرفت. ادونیس در سال ۱۹۵۷ مجله پیشرو و معتبر «شعر» را بنیان گذاشت و در تثبیت جریان شعر نوی عربی نقشی مهم ایفا کرد. پس از تعطیلی مجله شعر در سال ۱۹۶۴، ادونیس سال ۱۹۶۸مجلهی «مواقف» را منتشر کرد و توانست در یک دوره ۲۴ ساله، ۷۴ شماره از این مجله را عرضه کند. وی سال ۱۹۷۳ از دانشگاه سنژوزف بیروت با نوشتن پایاننامهای با عنوان «ثابت و متحول» در حوزه جریانهای ثابت و متحول عرصه اندیشه، موفق به اخذ مدرک دکتری شد و به تدریس در دانشگاه پرداخت. سال ۱۹۸۶ نیز به فرانسه مهاجرت کرد و در دانشگاه سوربن مشغول به کار شد و بعد، شش سال به تدریس در دانشگاه ژنو پرداخت و با انستیتوی جهان عرب در پاریس همکاری کرد. او در سال ۲۰۰۵ به دعوت بخش فرهنگی سفارت فرانسه در تهران، به ایران آمد و در کتابی که سال ۲۰۰۸ منتشر کرد از این سفر به عنوان یکی از زیباترین دیدارهای فرهنگیاش یاد کرده است.»ادونیس آشناییزداترین شاعر ادبیات امروز عرب است. او آشنائیزداترین تصاویر را انتخاب میکند و عمیقا معتقد به تصاویر ناآشنا و تصورات غریب و تازهای است که خلاف عرف باشد؛ چرا که در دیدگاه او شعر یعنی مکاشفه و مکاشفه یعنی بیرون جهیدن از مفاهیم عادی اشیاء. وی هم مثل رنه شار و بودلر عقیده دارد ناآشنایی همیشه زیباست.هم در زبان شعری، هم در ساختار و هم در تصاویر شعر ادونیس ما شاهد غرابتها و ناآشنائیها هستیم. او اعتقاد دارد زبان در شعر نباید معنای معهود خود را القاء کند؛ زیرا شعر نو حالت مکاشفه دارد و لاجرم از جهان عادی فراتر میرود؛ پس زبانی هم که باید حامل این شعر باشد، ضروری است از معنای معهود خود فراتر برود. واژههای شعری بایستی حاوی معنائی باشند که پیشتر مسبوق به حمل آن نبودهاند. همین اعتقاد، شعر ادونیس را در زبان اصلی، برای خوانندگان عربزبان نیز قدری دشواریاب کرده است.شعر او کمترین وابستگی را به زمان و مکان دارد و در آثارش همه زمانها و مکانها تداخل مییابند. تداخل احساسات، تداخل تجارب، تداخل تصاویر، تقاطع جزء و کل نیز در شعر او شکل میگیرد و از دیگرسو هیچ جزئی معنای خودش را به تنهایی افاده نمیکند. در شعر ادونیس، جزء معنیاش را از کل میگیرد و او شعر را یک کلیت تلقی میکند. ادونیس عقیده دارد در شعر، عاطفه باید در آن واحد جنبههای ذهنی، عینی، فردی و جهانی داشته باشد. به زعم او شعر، نه بازتاب چیزی دیگر، که یک آفرینش، ابداع یا خلق محسوب میشود و در شعر امروز هرگاه مخاطب نو شود، شعر هم نو خواهد شد. ادونیس میگوید شاید اگر ما شعری را کامل نفهمیم از آن لذت نبریم، اما باید بدانیم که فهم کامل هم جلوی لذت بردن ما را از متن میگیرد. البته ایهامی که گرایش به شناخت نداشته باشد، به جای داشتن شعریت، تبدیل به طلسم و معما میشود و این هم با ذات شعر امروز سازگار نیست.به باور ادونیس نثر بر گسترشپذیری و توالی اندیشهها مبتنی است، ولی در شعر لزومی به این توالی وجود ندارد. در نثر، بیان ما تقریری و روشن است، اما در شعر خلاف این صدق میکند. شعر، بیان لحظهای است که به زمان و مکان وابسته نباشد. ممکن است ما شعری که از گذشته به امروز رسیده را شعری نو بدانیم. باید توجه داشت الزاما هر شعری که امروز نوشته میشود شعر نو نیست؛ چون امکان دارد حامل لحظهای نو نباشد. در مقابل، گاه در شعری از پیشینیان با تکمصرعی روبرو میشویم که ما را تکان میدهد. وقوع این حس صرفا به این دلیل نیست که اثر از گذشتهای پرعظمت به دست ما رسیده، بلکه به خاطر این است که لحظه عظیم انسانیای را ترسیم میکند که برای تمامی زمانها نوست و با گذر از مرز اعصار، میتواند انسان امروزی را هم تحت تاثیر قرار بدهد.» «ادونیس در شعر خودش در چهار حوزه موسیقی، زبان، تصویر و ساختار با وسواسی دائمی در پی تجربههای تازهتر بوده است.» اسوار پس از بیان نکته فوق، در تشریح آن گفت: «در حوزهی موسیقی ادونیس از نخستین پیشگامان نوگرائی در شعر امروز عرب محسوب میشود. او ابتدا اشعار موزون چند وزنی را تجربه کرد و سپس به شعر سپید روی آورد، اما به اقتضای هر مقطع و هر موضوع، باز به شعر چندوزنی برگشته و حتی شعر موزون و شعر سپید را در منظومهای واحد در کنار هم به کار برده است. هر چند ادونیس در موسیقی شعر چه از طریق زایائی اوزان معهود و چه از طریق عدول از نظام افاعیل و پرداختن به وزن درونی شعر نوآوریهای بسیاری را به نام خود ثبت کرده، بیشترین نوآوریهای او به حوزه زبان مربوط میشود. وی اولین کسی است که مفهوم انهدام یا انفجار زبان را در شعر امروز عرب به کار برد و تبیین کرد. ادونیس به کلمه و نقش آن در شعر اهمیت بسیاری میدهد و میگوید کلمه مطلقا نباید معنای معهود و قاموسی خود را در شعر امروز داشته باشد و به جای آن بایستی حامل معانی جدید شود. ادونیس عقیده دارد هیچ کلمهای به تنهائی زشت یا زیبا نیست و هیچ کلمهای به تنهائی شعریتی بیشتر یا کمتر از کلمه دیگر ندارد؛ بلکه این سیاق کلام و رابط جدید واژهها با یکدیگر است که به کلمه ارزش میدهد. او مطلقا حاضر به پذیرش دیدگاهی که برخی کلمهها را شاعرانه و برخی دیگر را غیرشاعرانه میداند نیست؛ بلکه میگوید این هنر شاعر و سیاق روابط بین کلمههاست که در شعر، واژهای را شاعرانه یا غیرشاعرانه خواهد کرد.وی به استفاده همزمان از تصاویر ساده و مرکب اعتقاد دارد و از همین رو ممکن است تصاویرش برای ما ناآشنا باشند. ادونیس از نمادهای اساطیری، معاصر، اشیاء، طبیعت، آینه، نقاب و شخصیتهای تاریخی بسیار بهره میبرد. توالی تصاویر او به ذهن حمله میکند و منجر میشود تا مخاطب بار گرانی را روی تخیل خود احساس کند. مخاطب او از عهده تشریح تکتک عناصر جزئی کلیت شعر ادونیس برنمیآید، اما شعر را به عنوان یک کلیت پذیرفته و از آن لذت میبرد. در حوزه ساختار نیز شاعر، هم از گذشته صحبت میکند، هم از حال و باز به گذشته بازمیگردد. از تداعی معانی و تداعی آزاد استفاده میکند و از دو ساختار ساده و مرکب بهره میبرد. او از ساختار نمایشی هم در منظومههای بلندش بهره گرفته و دو شیوه متن و پانوشت و متن و حاشیه را نیز به دایره تجارب خود افزوده است؛ با این وصف که پانوشت و حاشیه شعر او هم چیزی جز شعر نیست. شعرهای تکساحتی، ساده و هایکو وار نیز در کارنامه وی دیده میشود. باسلام.. ضمن تشكر از دانشجويان محترمي كه درس عربي رشته حقوق را با اينجانب اخذ كرده اند، به اطلاع ميرسانم اين دو سكشن به جناب دكتر چوبين واگذار شده است. عذرخواهي صميمانه اينجانب را پذيرا باشيد. ینظرون إلیها شاعرة للحزن حیث تسیل الدموع من سفوح قوافیها وتتتابع الآهات بتتابع المفردات على مدى الشعر . زبان عربى یك ویژگى بسیار منحصر به فرد دارد. در این زبان كمترین واژه ها مى توانند مفاهیم بسیارى را بسازند. بسیارى از اوقات فاعل و مفعول در یك فعل جمله مى شوند و یك كلمه مى تواند یك جمله كامل باشد. این ویژگى سبب مى شود كه شاعران عرب در نهایت ایجاز بتوانند شعر بگویند و كمتر از جملات بلند و كش دار در شعر استفاده كنند. "غاده السمان" یكى از زنان شاعر و نویسنده سورى كسى است كه این نكته را به درستى فهمیده و در زبان به كار گرفته است. سطرهاى شعر او كوتاهند اما از عمق و ژرفاى بسیارى برخوردارند. روح شعر او روح زبان عربى است. كلمات كه در كنار هم مى آیند به راحتى در ارتباط با هم قرار مى گیرند و یك خط طولى را مى سازند. خط روایى كه از یك نقطه آ غاز مى شود و در نقطه دیگرى به پایان مى یابد. اگرچه او در شعر هایش مفهوم یا واژه اى را تكرار مى كند اما این تكرار سبب نمى شود كه شعر حول یك محور مشخص حركت بكند و در نهایت پس از چند دور دوباره به مفهوم اول بازگردد. برعكس تكرار مفاهیم در نهایت مفهوم عمیق تر و بزرگ ترى را خلق مى كند. حركت شعر، زبان شعر و جهان شاعرانه او كاملاً محسوس است. مى توان از ابتدا مشخص كرد كه شاعر چه مفهومى را مى خواسته و از كجا آن را آغاز كرده و در كجا به پایان برده. اما این فرم شاعرانه در عمل با ویژگى هاى دیگرى در مفهوم همراه مى شود. ویژگى هاى مفهومى كه جهان شعرى "غاده السمان" را مى سازد و از دیگر شاعران عرب بسیار فاصله مى گیرد.
از ویژگى هاى مهم شعر "غاده السمان" این است كه او جسارت زن بودن را وارد شعر عرب كرد. زن عرب در محیط بسته فرهنگى زندگى مى كند كه نمى تواند بسیارى از احساسات درونى خود را ابراز كند. اما "غاده السمان" كسى است كه نه تنها این احساسات را بروز مى دهد بلكه آنها را افشا مى كند.احساسات زن عرب همچون رازى سر به مهر قرن ها است كه در تاریخ اعراب نهفته است. رازى كه هیچ كس حق بازگو كردن آن را ندارد. این احساسات از محیط هاى بسته فردى بیرون نیامده و هیچ وقت جسارت اجتماعى بودن را نداشته است. اما شعر "غاده السمان" بیش از هر چیز شعرى افشاگر است. او نه تنها به درونیات خود به عنوان یك زن توجه مى كند و آنها را بیان مى كند بلكه رابطه خود را با محیط اجتماعى پیرامون خود نیز از نو بنا مى كند. او هم مثل بسیارى دیگر از نویسندگان و روشنفكران عرب این حق را دارد كه نسبت به جنگ اعراب و نسبت به بسیارى از مسائل اجتماعى اعراب اظهارنظر كند و او این كار را انجام مى دهد. او تمام آنچه را از جهان خود درك مى كند به بیان مى آورد. اشعار عاشقانه تنها محور اشعار او نیست بلكه آنچه او را بیشتر به جهان پیوند مى دهد نگاه او به محیط اجتماعى خود است. شعر او گریختن از تمام مركز هاى قدرت است. هر چه كه براى او محدودیت است او از آن مى گریزد. او مى خواهد در دنیاى عرب نقش اجتماعى هم پیدا كند بنابراین با واقعیات اجتماع پیوند مى خورد و آنها را نیز به شعر وارد مى كند. همان طور كه از محدودیت هایى كه جهان عرب براى بیان احساسات گذاشته اند مى گریزد و از محدودیت هایى كه اعراب براى نقش اجتماعى زنان ایجاد كرده اند فرار مى كند.راهى كه "غاده السمان" براى این حضور اجتماعى پیدا مى كند بسیار جالب توجه است. در واقع او برخلاف بیشتر شاعران عرب كه در فضایى ذهنى سیر مى كنند در فضایى كه كاملاً عینى و حقیقى شعر مى گوید و در این میان او به كشفى بزرگ مى رسد. او اسطوره هاى حقیقى جهان امروز را پیدا مى كند. این اسطوره ها دیگر شخص نیستند، یا داستان هایى مربوط به گذشته اعراب، بلكه هر چیزى است كه در جهان عرب معناى اصلى خود را از دست داده. در این میان از مفاهیم بزرگ مانند عشق، زنانگى، وهم تا جزیى ترین مفاهیم زندگى مانند خریدن نان، آوردن آب و خریدن سیب همه چیز كاركردى اسطوره اى دارد. در دنیاى "غاده السمان" اسطوره ها كاملاً حقیقى اند. همه آن چیزى است كه در زندگى روزمره وجود دارد اما واژه ها معناى خود را از دست داده اند. همچنین هر معنا با واژه هاى دیگرى سنجیده مى شود. اسطوره امروز جهان عرب یك "بمب" است یك "گلوله" است و جنگ است. او به درستى جنگ را مى شناسد و مى داند كه جنگ در شعر او باید چه تاثیرى داشته باشد. او حتى از این هم پیشتر مى رود. او به زنى فكر مى كند كه جنگ را تجربه كرده و از خود مى پرسد، حالا این زن چگونه عاشق مى شود، چگونه به عشق اش ایمان مى آورد، آیا معشوقش باز هم مى خواهد او را محدود كند.در حقیقت تمام شعر "غاده السمان" پاسخ هاى احتمالى است كه او براى پرسش هاى ذهنى خود مطرح مى كند. در این میان شاید واژگانى وجود داشته باشند كه استعاره از چیزى باشند حتى شاید سطر هایى وجود داشته باشد كه تماماً استعارى باشند اما كلیت شعر صرفاً بازگشت به سوى حقیقت است.پرسش و پاسخ هایى كه او در ذهن خود دارد حالا به شعر بیان مى كند. همه اینها حقایق زندگى است حقایقى را كه شاید او فكر نمى كند این همه تلخ و این همه گزنده باشند. بنابراین سعى مى كند پاسخ هایش را در نهایت شاعرانگى بدهد و بر همین اساس مدام فضاى شعرش با نوعى از رمانتیسم پیوند مى زند. در ادبیات عرب "غاده السمان" را بیشتر به عنوان نویسنده مى شناسند. حقیقت هم این است كه بیش از آنكه شعر نوشته باشد داستان و رمان نوشته. اما "غاده السمان" نه به عنوان شاعر و نه به عنوان نویسنده بلكه به عنوان یك زن روشنفكر عرب از اهمیت ویژه اى برخوردار است.او جسارت زن بودن را در میان اعراب داشت و توانست نگاه خود را نسبت به زمینه هاى فردى و اجتماعى در میان اعراب مطرح كند. از این جهت او بر روى لبه تیغى راه مى رفت كه هر لحظه ممكن بود نابود شود. كار او در ادبیات شبیه زنانى بود كه در عملیات استشهادى در فلسطین شركت مى كنند و در مرز نابودى و جاودانگى به انفجار مى رسند.
غادة السمان نویسنده، شاعر و متفكر سوری در سال 1942 در دمشق از پدر و مادری سوری متولد شد. پدرش مرحوم دكتر احمدالسمان رییس دانشگاه سوریه و وزیر آموزش و پرورش بود.نخستین كارهای غاده السمان تحت نظارت و تشویقهای پدرش در نوجوانی به چاپ رسید.تحصیلات دانشگاهی را در رشته ادبیات انگلیسی از دانشگاه سوریه به پایان رساند و فوق لیسانس خود را در دانشگاه آمریكایی بیروت و دكتری ادبیات انگلیسی را در دانشگاه لندن گذراند. مدتی در دانشگاه دمشق به عنوان استاد سخنران كار میكرد، اما برای همیشه از این كار دست كشید و به كار مطبوعات روی آورد و حالا در مجله عربی الحوادث به عنوان ستوننویس (columnist) به صورت هفتگی قلم میزند و صفحه ویژه او با نام "لحظات رهایی" طرفداران فراوانی دارد؛ او برای نثر آثارش دفتر انتشاراتی تاسیس كرده است كه تنها آثار خود را منتشر كند و در آن جا هیچگونه فعالیت اقتصادی دیگر ندارد.
غاده السمان در آثارش از درد و رنج انسان به ویژه زنان روایت میكند. بسیاری از منتقدان عرب آثار او را با ویرجینیا ولف همانند دانستهاند و در جهان او را "اوریانا فالاچی" عرب می دانند و از لحاظ حال و هوا در ایران نیز اشعار او را با شعرهای فروغ فرخزاد یكی میدانند. دكتر عبدالحسین فرزاد در این باره میگوید: "وقتی اشعار غاده السمان را خواندم احساس كردم فروغ به زبان عربی شعر گفته است." قصهها و رمانهای غاده السمان به سیزده زبان ترجمه شده است و همان طور كه خودش معتقد است: "برای نخستین بار، ایرانیان بودند كه اشعارم را ترجمه كردند. زیرا عاشقان راز معشوق را در مییابند." او اكنون در پاریس زندگی میكند، زیرا بعد از جنگهای لبنان به پاریس مهاجرت كرده است و تنها فرزندش كه حاصل ازدواج او با دكتر داعوق استاد دانشگاه است- (حازم) سال آخر دانشگاه را به پایان میبرد. در جریان یک تظاهرات در برزیل یک ژنرال دستور داد : لطفا نجنگید! نه در روز تولد من. سپس یک گروه از معترضان او را این گونه سورپرایز کردند . یک آتش نشان در جریان آتش سوزی جنگل های استرالیا به یک کوالای تشنه آب میدهد
یک مادر 97 ساله در چین ، به مدت نوزده سال است که هر روز پسر فلج 60 ساله خودش را مراقبت می کند و غذا می دهد. بی دلیل نیست که بهشت زیر پای این فرشتگان است
یک پدر و مادر در حال بوسیدن و خداحافظی از دخترک مرده شان هستند، شما متعجب خواهید شد اگر بدانید چرا تمام کادر پزشکی مشغول تعظیم و احترام به این پدر و مادر هستند،چون در کمتر از یک ساعت در اتاق کناری دو تا کودک توانایی زندگی دوباره یافتند که علتش کلیه و کبد اهدا شده این دختر کوچک بود برای محبت و کمک کردن به بقیه خیلی لازم نیست آنها را بشناسیم و یا اینکه امکانات و پول و وقت زیادی داشته باشیم. فقط خواستن کافی است ...
براي اداره کردن خويش ، از سرت استفاده کن براي اداره کردن ديگران ، از قلبت. (دالايي لاما)
اگر ما نتوانیم کسى که مىبینیمش را دوست داشته باشیم ،چگونه مىتوانیم خدا را که نمىتوانیم ببینیمش دوست داشته باشیم ؟
(مادر ترزا)
تعتبر المعاجم والقوامیس اللغویة والعلمیة من لوازم عمل المترجم الضروریة. ففیها یجد معانی ومفاهیم المفردات، وفیها یعثر على ما یعادل المصطلحات. ولقد اهتم العرب والایرانیون منذ القدم بتألیف المعاجم والقوامیس بالعربیة والفارسیة، فألَّف العرب معاجم فارسیة ـ عربیة، وألَّف الایرانیون كذلك مثلها عربیة ـ فارسیة، أو ترجموا بعض المعاجم العربیة الى الفارسیة. ولا نقصد هنا البحث عن تاریخ المعجمیة العربیة أو الفارسیة، بل نرید ان نعرف الطالب ببعض تلك المعاجم المتوفرة فی المكتبة العربیة والفارسیة، وطرق الاستفادة منها. المعاجم العربية :كان الهاجس الاول للاهتمام بالمفردات العربية وجمعها وتصنيفها هو معرفة مفردات القرآن الكريم، وقد اهتم العرب والايرانيون منذ النصف الاول من القرن الثاني الهجري بتدوين غريب القرآن، فصنَّف ابو سعيد أبان بن تغلب (المتوفي عام 141هـ.ق) اول كتاب ذكره المؤرخون في هذا الموضوع(1) اما اشهر كتاب تناول مفردات القرآن بالشرح والتوضيح، هو كتاب «المفردات في غريب القرآن» للراغب الاصفهاني «المتوفى عام 502هـ.ق»، الذي ترجم الى الفارسية، وطبع في طهران مراراً. ومثلما صنَّفوا في غريب القرآن ومعاني مفرداته، صنَّفوا في غريب الحديث النبوي الشريف ايضاً فقد ألَّف ابو عبيدة «المتوفى عام 224هـ.ق)، وابن قتيبة «المتوفى عام 276هـ.ق» كتباً في ذلك. مثلما ألَّف جار اللّه الزمخشري «المتوفى عام 548 هـ.ق» كتاب الفائق في غريب الحديث الذي يعد بحق اغزر الكتب مادة لغوية في هذا المضمار. ثم جاء ابن الاثير «المتوفى عام 606 هـ.ق» فألَّف كتابه الموسوم بالنهاية في غريب الحديث والاثر، فأكمل ما فات سالفيه، واوضح ما استغلق. وهكذا بدأت حركة التأليف المعجمية واتسعت، وظهرت معاجم خاصة بالنباتات والحيوانات، واخرى تخص البلدان والاماكن الاعلام مثل: معجم البلدان، ومعجم الادباء لياقوت الحموي. واهتموا ايضاً بالصفات والافعال، ووضعوا كتباً فيها. حتى أن ظهرت في القرن الثاني من الهجرة اول دراسة معجمية عن المفردات العربية، وهي كتاب العين للخليل ابن احمد الفراهيدي «المتوفى عام 175 هـ.ق»، وتلته معاجم اللغة المختلفة مثل كتاب الجمهرة لأبن دريد «المتوفى عام 321 هـ.ق»، وكتاب التهذيب للازهري «المتوفى عام 370 هـ.ق»، وكتاب مقاييس اللغة لابن فارس «المتوفى عام 395 هـ.ق»، وكتاب الصحاح للجوهري «المتوفى عام 400 هـ.ق»، وكتاب المحكم لابن سيدة «المتوفى عام 458 هـ.ق»، وكتاب اساس البلاغة لجار اللّه الزمخشري «المتوفى عام 538 هـ.ق»، وكتاب القاموس المحيط للفيروزآبادي «المتوفى عام 817 هـ.ق». وفي العصر الحديث ظهرت معاجم لغوية عديدة مثل: «المعجم الكامل، والوسيط والموجز»، اصدرها مجمع اللغة العربية في القاهرة، ثم كتاب اقرب الموارد لسعيد الخوري الشرتوني، وقد طبع في قم بالأفسيت عام 1403 هـ.ق. والمنجد في اللغة للويس معلوف، ومنجد الطلاب، ومعجم لاروس، معجم الرائد. وقد ترجمت هذه المعاجم الثلاثة الاخيرة الى اللغة الفارسية، كذلك القاموس العصري تأليف الياس انطوان الياس الذي ترجمه الى الفارسية سيد مصطفى طباطبائي، وقاموس المصطلحات السياسية، تأليف جمال بركات الذي ترجمه الى الفارسية الدكتور فيروز حريرچي والدكتور صادق آئينه وند، وقاموس المصطلحات الفارسية والعربية، واخيراً صدر معجم المصطلحات المعاصرة «فرهنگ اصطلاحات معاصر» تأليف نجفعلي ميرزائي وتدقيق الاستاذين ياسين صلواتي والدكتور سيد احمد امام زاده، ثم تجدر الاشارة هنا الى كتاب مجمع اللغات الذي يتناول المصطلحات الحديثة في الاقتصاد ألفه جروان سابق باللغات الثلاث العربية والانجليزية والفرنسية، وقد ترجمه الدكتور آية اللّه زاده شيرازي والدكتور آذرتاش وآذرنوش الى الفارسية وطبع في مجلد ضخم يضمُّ الفاً وثلاثمائة وثمان وسبعين صفحة. واخيراً لا ننسى أن نذكر معجمين مهمين صنِّفا في ايران باللغتين العربين وما يعادلها بالفارسية هما: منتهى الأرب في لغات العرب ـ تأليف عبد الرحيم صفي بور، والثاني القاموس الجامع «فرهنگ جامع»، تأليف احمد سيّاح الذي صدر سنة 1336 هـ.ش في طهران أي بعد سنة واحدة من صدور منتهى الأرب.
المعاجم الفارسية :من اشهر المعاجم الفارسية القديمة معجم لغة الفرس لأبي منصور الاسدي الطوسي «المتوفى عام 465 هـ.ق»، ثم معجم صحاح الفرس لشمس الدين محمد نخجواني «المتوفى عام 776 هـ.ق»، كذلك معجم جهانگيري «فرهنگ جهانگيري» تأليف ميرجمال الدين حسين الشيرازي، من مشاهير علماء الهند، الذي انتهى من تأليف عام 1017 هـ.ق. ومعجم «برهان قاطع» تأليف محمد حسين التبريزي المعروف ببرهان، وكان قد ألَّفه عام 1062 هـ.ق في حيدرآباد الدكن ومعجم آنندراج «فرهنگ آنندراج»، صنَّفه محمد بادشاه عام 1307 هـ.ق، وضمَّنه المفردات الفارسية والعربية. ويعد معجم برهان قاطع من المعاجم المهمة وقد صنّف حسب الحرف الاول من الكلمة. أما في العصر الحديث، فقد ظهرت معاجم عديدة تناولت مفردات ومصطلحات الفارسية وأعلامها، وما دخلها من العربية، واللغات الاخرى. واشهر هذه المعاجم واوسعها معجم دهخدا المعروف بـ «لغتنامه دهخدا»، ومعجم الدكتور معين «فرهنگ معين»، ومعجم الاستاذ حسن عميد «فرهنگ عميد»، وظهر عام 1351 هـ.ش معجم فارسي عربي من تاليف العلامة الشيخ احمد النجفي مؤسس دار العلوم العربية في طهران، يحمل عنوان «القاموس الفريد في العصر الجديد» وهو معجم للغة الفارسية ومصطلحاتها القديمة والحديثة، مع التشكيل والتعريب، وما يعادلها في اللغة العربية. وظهر ايضاً المعجم الصحفي «فرهنگ مطبوعاتي»، تأليف الدكتور احمد رنجبر والدكتور ابو القاسم سهيلي، صدر عن مؤسسة النشر في وزارة الثقافة والارشاد الاسلامي بطهران. وفي پعض الاقطار العربية، ظهرت معاجم فارسية عربية مثل: المعجم الذهبي «فرهنگ طلائي»، والمعجم الفارسي الموجز، للدكتور محمد التونجي استاذ جامعة حلب، ومعجم اللغة الفارسية للدكتور عبد المنعم محمد حسنين، استاذ جامعة القاهرة، ومعجم الفارسية للدكتور ابراهيم الدسوقي شتا استاذ اللغة الفارسية في جامعات مصر بقى أن نُشير الى معجم عربيٍ فارسيٍّ منظوم، مؤلفه أبو نصر فراهي، كان يدرس حتى اوائل القرن الحالي في الكتاتيب والمدارس الدينية في ايران وقد نظم ليسهل حفظه.
طرق الاستفادة من المعاجم العربية والفارسية :تختلف طرق الاستفادة من المعاجم اللغوية تبعاً لاختلاف ترتيب مفرداتها، فبعضها قد رتّب حسب الحرف الأخير من الكلمة، وبعضها الآخر وفقاً للحرف الاول، ومعاجم رتّبت مفرداتها حسب جذورها الاصلية. وفيمايلي بيان لاسلوب الاستفادة من بعض تلك المعاجم والقواميس العربية والفارسية:
المعاجم العربية :معظم المعاجم العربية قد رتّبت على اساس من الاصول الثلاثية والرباعية للمفردات. وهذه الاصول ايضاً رتِّب بعضها وفقاً للحرف الاخير من الكلمة، وبعضها وفقاً للحرف الأول. ويلزم المترجم الذي يروم الاستفادة من هذه المعاجم أن يعرف خلاصة عن علم الصرف والاشتقاق ليميّز الاصول والمشتقات، فمثلاً لاستخراج معنى «بحَّاثة» من قاموس المنجد وامثاله، يقتضي ان يعرف المترجم أن هذه الكلمة هي صيغة المبالغة «فعَّالة»، وأصلها «بحث»، لذلك فانه يراجع حرف الباء الذي يليه الحاء والثاء. أما المعاجم المرتَّبة حسب الحرف الاخير في الكلمة، فان «بحَّاثة» يبحث عنها في حرف الثاء «بَحْث»، ذلك لان التاء القصيرة علامة المبالغة وليست من الحروف الاصلية للكلمة. كذلك بالنسبة لكلمة «استغفار»، فحروفها الاصلية هي «غفر»، لذلك يلزم في امثال قاموس المنجد البحث عنها في حرف الغين وفي امثال معجم لسان العرب، يبحث عنها في حرف الراء، أما في المعاجم التي اعتمدت الكلمة لا أصلها في الترتيب مثل معجم الرائد ولاروس، فيمكن العثور عليها في حرف الهمزة. وفيما يلي التعريب بأهم المعاجم العربية والفارسية ونماذج من تلك المعاجم نوردها بالترتيب ليطلع عليها طلاب العربية والفارسية:
1ـ معجم الصحاح للجوهري :دار العلم للملايين، بيروت، الطبعة الرابعة (1990)، رتِّب هذا المعجم حسب الحروف الاصلية للكلمة، ومعتمداً فيه على الحرف الاخير منها. مثل «القِبْطُ»: باب الطاء، وفصل القاف «قبط».
2ـ لسان العرب :لابن منظور، نشر بالأوفسيت ـ نشر ادب الحوزة، قم (1363 هـ.ش)، ولسان العرب هذا رُتِّبَ وفقاً للحروف الاصلية للكلمات، وحسب آخر حرف فيها، مثل: «قهز» توجد في حرف الزاء، باب القاف.
3ـ المنجد :من تأليف الاستاذ المعلوف، صدر قبل اكثر من نصف قرن في بيروت، وقد رتِّب حسب الجذور الاصلية للكلمات، ويمكن البحث عن معاني الكلمات فيه وفقاً للحرف الاول من كل جذر، ويضمُّ هذا القاموس ثلاثة اقسام هي: معاني المفردات ثم فرائد الادب، واخيراً قسم الاعلام جاء في أول الكتاب: «اذا شئت البحث عن كلمة، فاذا كانت مجردة، فأطلبها في باب اول حرف منها. وان كانت مزيدة أو فيها حرف مقلوب عن آخر، فجرّدها أو ردَّها الى الاصل، ثم اطلبها في باب الحرف الاول من حروفها الاصلية». فالذي يراجع المنجد والمعاجم المماثلة له في الترتيب والتصنيف يلزمه معرفة موجزة بعلم التصريف والاشتقاق. وقد جاء مؤلف المنجد بخلاصة من ذلك تناول فيها مزيدات الافعال والمشتقات والابدال والاعلال. ومع كل ذلك ففي المنجد اخطاء كثيرة، واغلاط علمية وتاريخية عديدة. وله مزايا مفيدة. وكمثال لاستخراج معاني الكلمات من المنجد، نأخذ الكلمة «المستشفى»، ونبحث عنها في اصلها «شفى ـ يشفي ـ شفاءً»، وننظر في مشتقات الكلمة حتى نصل الى كلمة «المستشفى» جمع المستشفيات، المكان الذي يدخله المرضى للاستشفاء.
4ـ المعجم الوسيط :تأليف مجمع اللغة العربية بمصر. صدر اول مرة سنة 1965 وهو معجم لغوي صنِّف بأسلوب علمي رصين أشرفت على تاليفه أولاً لجنة من كبار علماء وادباء العربية، مثل الاستاذ ابراهيم مصطفى والاستاذ احمد حسن الزيات والدكتور حامد عبد القادر والدكتور محمد على النجار، وقدم له الدكتور ابراهيم مدكور الامين العام للمجمع. وهو كتاب موثق يعتمد عليه ترتيبه حسب الأصول اللغوية للمفردات. ووفقاً للحرف الاول منها. وكمثال لذلك، كلمة «المرتزقة»، يبحث عنها في أصلها وهو «رزق»، «المرتزقة»: يقال: هم مرتزقة: اصحاب جرايات ورواتب مقدرة. والجنود المرتزقة: هم الذين يحاربون في الجيش على سبيل الارتزاق: والغالب أن يكونوا من الغرباء.
5ـ معجم الرائد :مؤلف الكتاب جبران مسعود، وقد رتَّبه حسب الحرف الاول من الكلمات لتسهل الاستفادة منه اكثر، وقد ضمَّ الكثير من المفردات القديمة والحديثة. ترجم هذا الكتاب الى الفارسية الدكتور رضا انزابي نژاد، ودقَّقه الدكتور محمد فاضلي. ولا يلزم الطالب عند استخدام هذا المعجم ان يعرف المشتقات والتصاريف، بل يكفي أن يبحث في الحرف الاول من الكلمة المراد معرفة معناها، حتى يصل الى الكلمة ذاتها.
6ـ القاموس العصري «فرهنگ نوين»:مؤلف هذا المعجم هو الياس انطون الياس المصري، والقاموس في الاصل: عربي، انكليزي، صنِّف حسب الحرف الاول لأصل الكلمة والمصطلح. وقد ترجمه السيد مصطفى طباطبائي الى الفارسية فصار معجماً عربياً، فارسياً، وطبع في طهران. وطريقة الاستفادة من هذا المعجم هي معرفة اصل وجذر الكلمة اولاً، ثم البحث عنها في الحرف الاول منها، مثل: «مُسْتَحِقٌّ»: اصلها «حقَّ». وموضعها في حرف الحاء من القاموس. والمعنى: مستحقٌّ: مستأهلٌ، شايسته، لايق، سزاوار ـ منتفع «بحقٍّ»، بهره بردار ـ الدفع، اي الوفاء، پرداختن.
7ـ معجم المصطلحات المعاصرة «فرهنگ اصطلاحات معاصر»:مصنّف هذا المعجم هو نجفعلي ميرزائي، وهو معجم عربي فارسي. ويقع في اكثر من الفٍ ومائة صفحة. ويشتمل على مصطلحاتٍ سياسيةٍ واقتصاديةٍ وصحفيةٍ متنوعة. وترتيبه وفقاً للحرف الأول من الكلمة والمصطلح.
1ـ معجم لغة الفرس «فرهنگ لغت فُرس» :ألَّف الأسدي الطوسي هذا المعجم خلال القرن الخامس الهجري، وهو اقدم قاموس فارسي عرفته اللغة الفارسية. صُنَّف هذا المعجم حسب الحرف الآخر من كل كلمة، ورتِّبت ابوابه حسب حروف الهجاء. لكل حرف باب، فالكلمات: «كام» و«فام»، و«اندام» وضعت في باب الميم. والملاحظ في هذا المعجم هو أن ابوابه كُتبت بالعربية مثل: باب الالف، باب الباء باب التاء و... الخ. كذلك فان الهاء غير الملفوظة لا تعتبر حرفاً مثل: «خانه» التي وضعت في باب النون، و«نامه» في باب الميم و«زنده»، في باب الدال.
2ـ معجم جهانگيري «فرهنگ جهانگيري» :صنَّفَ ميرجمال الدين حسين بن أنجو هذاالمعجم خلال القرن الحادي عشر الهجري. واساس تنظيم وترتيب الكلمات في هذا القاموس هو الحرف الثاني من الكلمة. كل مجموعة في باب، فمثلاً الكلمات «پاك، باج، مار، كافور»، يبحث عنها في باب الألف، والكلمات «ستارة، شتر، مترس وكتك» يبحث عنها في باب التاء. أما الحرف الاول من الكلمة فيطلق عليه الفصل، وهكذا فانَّ الكلمات «سر، سراچه، سرادار وسرانجام» تقع في باب الراء وفصل السين. والمعجم يقع في ثلاثة أجزاء، الأول، الاول والثاني يختص بالمفردات الفارسية، والجزء الثالث يضم المصطلحات والكنايات والعبارات.
3ـ معجم مُعين «فرهنگ معين» :مؤلف هذا الكتاب هو المرحوم الدكتور محمد معين، ويقع في ستة اجزاء، وقد رتِّب حسب الحرف الاول من الكلمة، ويقسم هذا المعجم موضوعياً الى ثلاثة اقسام: القسم الأول يشتمل على الاجزاء الاول والثاني والثالث، والنصف الأول من الجزء الرابع ويختص هذا بالمفردات اللغوية. القسم الثاني، يشتمل على القسم الثاني من الجزء الرابع، ويختصُّ بالمصطلحات والتراكيب اللغوية الأجنبية. أمّا القسم الثالث الذي يشتمل على الجزء الخامس والاسدس، فيختصُّ بالاعلام «الاماكن والاشخاص».
4ـ معجم دهخدا «لغت نامه دهخدا» :يُعدُّ هذا القاموس اكمل قاموس فارسي صنِّف حتى اليوم، وقد بدأ بتأليفه العلامة علي أكبر دهخدا، وأكمله جمعٌ غفير من علماء اللغة والادب. ويقع في خمسين جزءاً، رتِّب الكتاب على اساس الحرف الأول للكلمات، ويضمُّ المفردات اللغوية ومشتقاتها والمصطلحات المختلفة التي تشاركها في الحرف الأول وفي التركيب، والاعلام.
5ـ القاموس الفريد :هذا المعجم فارسي عربي ألَّفهُ العلامة الشيخ احمد النجفي رحمهمالله مؤسس دار العلوم العربية في طهران سنة 1350 هـ.ش وهو معجم فريد حقّاً، يحتوي على اللغة الفارسية المألوفة ومصطلحاتها الحديثة، وما يقابلها من اللغة العربية ومصطلحاتها. وقد جاء المؤلف بأمثلةٍ من العبارات الفارسية مع تعريبها في جميع الشؤون الاجتماعية والادبية والعلمية وغيرها. وقد رُتِّب حسب الحرف الأول من الكلمات ووفقاً لحروف الهجاء العربية.
6ـ المعجم الذهبي «فرهنگ طلائي» :وهو معجم فارسي ـ عربي، صنَّفه الدكتور محمد التونجي، استاذ اللغة الفارسية بجامعة حلب، ونشرته دار العلم للملايين ببيروت عام 1969، وقد رتَّبه حسب الحرف الاول من الكلمة، ووفقاً لحروف الهجاء الفارسية.
7ـ قاموس اللغة الفارسية «فرهنگ زبان فارسي» :مؤلف هذا الكتاب، هو الدكتور عبد المنعم محمد حسنين، استاذ اللغة الفارسية بجامعة الأزهر. وقد رتِّب وفقاً للحرف الأول من الكلمات، ويقع في مجلدٍ واحدٍ، ويضمُّ الى جانب المفردات الفارسية، المفردات العربية المستعملة في اللغة الفارسية ايضاً، وحسب استعمالها.
8ـ فرهنگ اصطلاحات روز «معجم المصطلحات الحديثة» :وهو معجم فارسي ـ عربي، من تأليف الدكتور محمد غفراني، والدكتور آيت اللّه زاده شيرازي، ويضمُّ مجموعةً من المصطلحات السياسية والاعلامية والعسكرية والصحفية المتنوعة، وما يعادلها في اللغة العربية. وقد رتِّب حسب الحرف الأول من كل كلمةٍ ومصطلح.
9ـ فرهنگ مطبوعاتي :هذا المعجم فارسي ـ عربي ـ انكليزي، صنّفه الدكتور احمد رنجبر، والدكتور ابو القاسم سهيلي، ويضمُّ مصطلحات صحفية متنوعة بالفارسية، وما يعادلها بالعربية والانكليزية.
10ـ فرهنگ اصطلاحات سياسي :هذا المعجم في الأصل من تأليف جمال بركات ويضمُّ مجموعة من المصطلحات السياسية المهمة بالانكليزية وما يعادلها بالعربية. وقد قام الدكتور صادق آئينه وند والدكتور فيروز حريرچي بترجمته الى الفارسية، فصار قاموساً فارسياً ـ عربياً ـ انكليزياً.
11ـ مجمع اللغات «فرهنگ مصطلحات» :الكتاب ألَّفه جروان سابق بثلاث لغات: عربية، فرنسية، انكليزية. وقد ترجمه الدكتور آيت اللّه زاده شيرازي، والدكتور آذرتاش آذرنوش والاستاذ محمود عادل الى الفارسية، وهو معجم ضخم يضمُّ اكثر من ألفِ صفحة، وفي مجلدٍ واحد.
12ـ فرهنگ رائد الطلاب :مؤلف هذا المعجم هو جبران مسعود، ومترجمه الى الفارسية الاستاذ عبد الستار قمري من جامعة الرازي بكرمانشاه ـ ايران. والمعجم قد صنِّف حسب الحرف الاول للكلمات. ويشتمل على ايضاحات مفيدة للمترجم.
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
[ طراحی : میهن اسکین ] [ Weblog Themes By : MihanSkin ] |